احساس ضعف را با این خوراکی ها از بین ببرید

احساس ضعف را با این خوراکی ها از بین ببرید


 

  • احساس ضعف را با این خوراکی ها از بین ببرید

    لایچین سیر

    • • مطالب داغ
    • • مطالب تازه
    • • عکس خنده
    • • تبلیغات
    • • عاشقانه
    • • تماس با ما
     

    شبکه اجتماعی،جامعه مجازی

    پیش بینی فوتبال

    سایت تخفیف فروشگاه آنلاین،خرید اینترنتی

     

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٤:٤٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ امرداد ،۱۳٩٥
تگ ها :

جدیدترین و زیباترین مدل های جواهرات برند Harry Winston

جدیدترین و زیباترین مدل های جواهرات برند Harry Winston


 

  • جدیدترین و زیباترین مدل های جواهرات برند Harry Winston

    جدیدترین و زیباترین مدل های جواهرات برند Harry Winston

    جدیدترین و زیباترین مدل های جواهرات برند Harry Winston

    کمپانی جواهر سازی با برند Harry Winston یکی از شرکت هایی است که ساخت جواهرات زیبا با سنگ های قیمتی از جمله الماس را به خوبی انجام می دهد. با ما برای دیدن این مدل های زیبا از جواهرات این شرکت همراه باشید.

    جدیدترین و زیباترین مدل های جواهرات برند Harry Winston

    مدل های زیبای جواهرات

    جدیدترین و زیباترین مدل های جواهرات برند Harry Winston

    مدل طلا و جواهرات Harry Winston

    جدیدترین و زیباترین مدل های جواهرات برند Harry Winston

    جدیدترین و زیباترین مدل های جواهرات برند Harry Winston

    شیک ترین مدل جواهرات

    جدیدترین و زیباترین مدل های جواهرات برند Harry Winston

    طرح های زیبای جواهرات قیمتی از برند Harry Winston

    جدیدترین و زیباترین مدل های جواهرات برند Harry Winston

    جواهرات برندHarry Winston

    جدیدترین و زیباترین مدل های جواهرات برند Harry Winston

    جدیدترین و زیباترین مدل های جواهرات برند Harry Winston

    شیک ترین مدل جواهرات

    جدیدترین و زیباترین مدل های جواهرات برند Harry Winston

    جدیدترین و زیباترین مدل های جواهرات برند Harry Winston

    جواهرات شیکHarry Winston

    جدیدترین و زیباترین مدل های جواهرات برند Harry Winston

    زیبایی خیره کننده جواهرات الماس نشان

    جدیدترین و زیباترین مدل های جواهرات برند Harry Winston

    طلا و جواهرات Harry Winston

    جدیدترین و زیباترین مدل های جواهرات برند Harry Winston

    جدیدترین و زیباترین مدل های جواهرات برند Harry Winston

    جواهرات زیبای رنگی

    جدیدترین و زیباترین مدل های جواهرات برند Harry Winston

    مدل جواهرات برند Harry Winston

     

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ امرداد ،۱۳٩٥
تگ ها :

نکات مهم هنگام خرید ماشین

نکات مهم هنگام خرید ماشین


 

  • نکات مهم هنگام خرید ماشین

    نکات مهم هنگام خرید ماشین

    نکات مهم هنگام خرید ماشین 

    خرید ماشین و خودرو کار مهمی است و رعایت نکاتی برای انتخاب خودرو و استفاده از آن ضروری است . خرید اتومبیل تصمیم بزرگی است. بنابراین قبل از اینکه به سراغ نمایشگاه ها و نمایندگی های فروش اتومبیل بروید، باید به خوبی درباره آنچه آنجا انتظارتان را می کشد آماده باشید.

    این نکته را درباره هر فروشنده ای همواره به یاد داشته باشید. آنها می خواهند چیزی را به شما بفروشند. پس درباره همه گفته هایشان با احتیاط برخورد کنید. در ادامه چند نکته در این باره متذکر می شویم:

     آماده باشید

    حتما قبل از اینکه وارد فروشگاه یا نمایندگی شوید، اطلاعات کامل و جامعی درباره اتومبیل موردنظر و مشخصه ها و ویژگی های آن به دست آورید. قرار نیست شما در فروشگاه تصمیم بگیرید، چه نوع اتومبیلی قرار است، بخرید. این تصمیمی است که باید قبل از اینکه پایتان را به نمایشگاه بگذارید، گرفته باشید.

    آیا دنبال اتومبیل نو یا دست دوم هستید. اگر می خواهید اتومبیل دست دوم بخرید، حتما باید فردی آشنا با مکانیک اتومبیل را با خودتان ببرید. حتی می توانید از یک مکانیک بخواهید که با شما بیاید. ۵۰ یا ۱۰۰ هزار تومان در قبال خرید یک ماشین، پول بسیار ناچیزی است.

    مکانیک همراه شما می تواند اطلاعات فروشنده را تایید کند. اگر متاهل هستید، حتما همسرتان را با خود ببرید و اگر مجرد هستید، حتما با چند نفر از دوستانتان به نمایشگاه بروید. وقتی فردی تنها است، راحت تر تحت تاثیر القائات فروشنده قرار می گیرد.

    به همراه بردن چند نفر، اعتمادبه نفس شما را افزایش می دهد. به هیچ عنوان در معاینه اتومبیل تعارف نکنید. تا آنجا که امکان دارد از همه جزئیات و نقص و قوت های اتومبیل بیشتر اطلاعات جمع کنید. همان جلسه ای که اتومبیل را می بینید تصمیم به خرید آن نگیرید. چند روز یا چند ساعت وقت بگیرید، مشورت کنید و سپس تصمیمتان را بگیرید.

     اطلاعات شخصی تان را در اختیار فروشنده قرار ندهید

    یکی از ابزار متعارف فروشندگان این است که سعی می کنند اطلاعات شخصی مشتری شان را به دست بیاورند تا راحت تر بتوانند با استفاده از تکنیک های معینی جنس خود را به او بفروشند. پس تا آنجا که ممکن است درباره خود و وضعیت مالی و شغلی خود، اطلاعات کمتری به فروشنده بدهید.

    به آنها نگویید که امروز قصد خرید دارید، یا ندارید. نگذارید آنها تصمیم شما را حدس بزنند. فقط کافی است آنها بدانند شما فورا به یک اتومبیل نیاز دارید، آنگاه کار شما سخت خواهد بود.

     انگیزه های فروشنده را حدس بزنید

    هنگامی که در نمایشگاه هستید، وظیفه فروشنده این است که شما را با اتومبیل به منزل برساند. نه تنها آنها می کوشند شما را قانع به خرید اتومبیلشان کنند، بلکه می کوشند با تغییر تصمیم شما، باعث شوند شما اتومبیل گران تری بخرید.

    به هیچ عنوان در رودربایستی فروشنده قرار نگیرید. این پولی است که شما برایش زحمت کشیده و هزینه داده اید. پس با رودربایستی آن را هدر ندهید.

     کسی که سریع حرف بزند، باخته است

    بسیار مهم است که شما هنگام خرید، آرامش خود را حفظ کنید تا تصمیم عجولانه ای نگیرید. هنگامی که فروشنده شما را با اطلاعات تازه ای درباره ویژگی ها و اختصاصات اتومبیل آشنا می کند، با دقت گوش دهید. مکث کنید و شروع به فکر کردن درباره آن کنید.

    وقتی که آنها سخن می گویند اگر به جای سخن گفتن، مکث و تامل کنید، فروشنده مجبور است اطلاعات بیشتری ارائه کند تا توجه شما را جلب کند. آنها می خواهند شما را وادار به تصمیم گیری عجولانه کنند. حتی اگر پاسخ شما، نه است، اجازه بدهید که او اطلاعات و توضیحات بیشتری درباره اتومبیل ارائه کند. پاسخ منفی سریع، فقط باعث می شود که فروشنده تکنیک های دیگر خود را بیازماید.

     تا آنجا که امکان دارد خوش برخورد باشید

    هر خریدی نوعی مذاکره است. به نفع شما است که فضای مذاکره، آرام و مودبانه باشد. اگر مودبانه و محترمانه برخورد کنید، واکنش مشابهی خواهید دید. البته محترمانه رفتار کردن با تعارف کردن، فاصله ای از زمین تا آسمان دارد.

     اشتیاق نشان ندهید

    اگر اشتیاق نشان دهید، مطمئن باشید که قافیه را به فروشنده باخته اید. ممکن است، اتومبیلی پیدا کنید که کاملا مطابق یا خواست ها و انتظارات شما باشد. از خودتان هیجان نشان ندهید. اصرار بی مورد هم می تواند قصد شما را برای فروشنده آشکار کند. پس حتی اگر تصمیمتان را گرفتید، مکث کرده و اتومبیل های دیگر را هم ببینید.

     شما دست بالا را دارید

    همواره یادتان باشد که شما قرار است، پول دهید و دست بالا از آن شما است. هزاران هزار فرصت و امکان خرید در اختیار شما است و فروشنده به شما نیاز دارد نه شما به فروشنده. بنابراین مدیریت خرید را خودتان بر عهده داشته باشید. اجازه ندهید فروشنده شما را بفریبد که شما باید حتما و سریعا این اتومبیل را بخرید.

    برگرفته از : روزنامه دنیای اقتصاد

     

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳۱ تیر ،۱۳٩٥
تگ ها :

بهترین اس ام اس های عاشقانه بترکون

بهترین اس ام اس های عاشقانه بترکون


 

  • بهترین اس ام اس های عاشقانه بترکون

    بهترین اس ام اس های عاشقانه بترکون

    بهترین اس ام اس های عاشقانه بترکون

    بهترین اس ام اس های عاشقانه بترکون
    محو تو گشته ام و از خویش بیخبرم
    دیگر از آن که بدم هیچ نیابند اثرم

    جدیدترین اس ام اس عاشقانه

    ﻣﺴﺖ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺷﺪﻡ، ﺍﻣﺸﺐ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽﮐﻨﻢ

    ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﻔﺘﻪ ﺍﻡ ﺭﺍ ﮐﺒﺮﯾﺎﯾﯽ ﻣﯽﮐﻨﻢ

    ﺩﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﻭﺭ ﮐﻤﺮ،ﺍﻣﺸﺐ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﺑﺨﻮﺍﺏ

    ﺑﯽ ﺗﻮ ﺣﺘﺎ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺟﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽﮐﻨﻢ

    ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ، ﺷﺐﻫﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ

    ﺯﯾﺮ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﺎﯾﯽ ﻣﯽﮐﻨﻢ

    ﺩﺭ ﺩﻟﺖ ﻗﻨﺪ ﺁﺏ ﮔﺮﺩﺩ، ﻫﯽ ﺑﺒﻮﺳﯽ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﻡ

    بهترین اس ام اس های عاشقانه بترکون

    بانو رژ قرمز بی نهایت

    به تو می آید

    آینه مات تو می شود

    وقتی که لبهایت را می بیند وای

    به حال دل من

    بهترین اس ام اس های عاشقانه بترکون

    اگر موهایت نبود

    باد را

    چگونه نقاشی میکردم

    زیباترین اس ام اس عاشقانه
    حس زندگی را
    از وجود توگرفته ام
    وقتی پروانه وار به دشت خیال
    به پرواز در می آیی
    لمس تو به وقت نیاز
    آرزوی من است
    ای آرامش من

    یک بوسه و یک چای،هوا هم برفیست
    با خطبه ی چشمت همه چیزم شرعیست
    گرمای تنت چه آتشی بر پا کرد
    با بوسه ی تو افت فشارم حتمیست

    بهترین اس ام اس های عاشقانه بترکون

    در نور شمع

    زن تری؛

    در آفتاب صبح که چشم باز می‌کنی

    فرشته تر؛

    و من بین این دو زیبایی  با شکوه

    وامانده ام عشقم

    بهترین اس ام اس های عاشقانه بترکون

    عشق است که در آغوش تو بیدار شویم

    مستیم و از ، پیک لب تو هشیار شویم

    یک عمر دویدم که ثابت شود این عشق

    عشق است که از ، سوی تو انکار شویم

    بهترین اس ام اس های عاشقانه بترکون

    بر کنج لبت بوسه نهادم ، شکایت بکنی

    عارض شوی و رو به قاضی حکایت بکنی

    حکمی بدهد ، سخت شود کار به تقصیر

    القصه قصاص است ،باید که اجابت بکنی

    اس ام اس عاشقانه
    وقتی کسی تو را
    عاشقانه
    دوست دارد
    شیوه ی بیان اسم تو
    در صدای او متفاوت است
    …و تو
    می دانی
    که نامت
    در لبهای او ایمن است

    بهترین اس ام اس های عاشقانه بترکون جدید

    فقط دلجویی تو را می خواستم

    صدایی از آن سوی سیم

    که می پرسد:

    خوبی ؟

    خوبم ، با تو خوبم

    اس ام اس عشقولانه

    عاشق پاییز بودم

    اکنون برای زمستان جان می‌دهم ؛

    آخر عزیزدلم

    تو خودت را در لباس‌های زمستانی ات

    دیده ای …؟

    اس ام اس های عاشقانه
    سخت به معجزه عشق تو ایمان دارم
    سم بنوشیم اگر ما دو نفر شیرین است
    شور فرهاد شدن در سر من افتاده
    شاه بانوی من اسم تو مگر شیرین است؟
    تا رسیدن به تو راهی است به اندازه عمر
    مقصدم باش فقط رنج سفر شیرین است

    بهترین اس ام اس های عاشقانه بترکون

    خوشا شبی که به آرامگاه من باشی

    من آسمان تو باشم، تو ماه من باشی

    اس ام اس های جدید فاز عاشقانه

    حلقه گیسوی تو، عهد میان من و توست

    جان سردار ، دگر موی خود کوتاه مکن

     

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٤:٥٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ تیر ،۱۳٩٥
تگ ها :

چطور گونه هایمان را برجسته تر نشان دهیم؟

چطور گونه هایمان را برجسته تر نشان دهیم؟


 

  • چطور گونه هایمان را برجسته تر نشان دهیم؟

    چطور گونه هایمان را برجسته تر نشان دهیم؟

    چطور گونه هایمان را برجسته تر نشان دهیم؟ 

    چطور گونه هایمان را برجسته تر و زیباتر نشان دهیم , روش هایی برای برجسته کردن گونه هست که برای شما عزیزان آورده ایم . گونه‌ها تاثیر زیادی در زیبایی چهره دارند تا جایی که خیلی‌ها حاضرند زیر تیغ جراحی بروند تا با هزینه‌های زیاد گونه‌های خود را برجسته کنند اما از طرف دیگر به راحتی می‌توان با گریم و آرایش حالت گونه‌ها را تغییر داد و آنها را به شکل دلخواه درآورد؛

    البته همین گریم چندان کار ساده‌ای نیست و خیلی از خانم‌ها هیچ آشنایی خاصی با آن ندارند و گمان می‌‌کنند رژگونه زدن صرفا رنگی کردن گونه‌هاست بدون اینکه هیچ جهت خاصی داشته‌ باشد.

    قبل از هر کاری باید رنگ پوست صورت را یکنواخت کنید و برای این کار توصیه می‌کنیم سراغ کرم‌‌پودرهای مات و هم‌رنگ پوست تان برویدتا هم رژگونه مدت بیشتری روی پوست بماند و هم ظاهر طبیعی‌تری داشته‌ باشید. اگر می‌خواهید کمی حرفه‌ای عمل کنید پیشنهاد می‌کنیم از پودر برنزه‌کننده استفاده کنید.

    چطور گونه هایمان را برجسته تر نشان دهیم؟

    به وسیله یک برس بزرگ و پف‌دار به شکل علامت ۳انگلیسی  گوشه‌های‌ صورت را تیره کنید یعنی باید گوشه پیشانی،گوشه گونه‌ها و فک را برنزه‌کننده بزنید و درنهایت روی تیرگی‌ها را کمی رژگونه بزنید، فقط کمی که رنگ‌های روی صورت حالتی طبیعی پیدا کند.

    در انتخاب رژگونه باید به نوع پوست خود هم توجه کنید مثلا اگر پوست چرب دارید رژگونه‌های پودری روی پوست شما دوام بیشتری دارند؛

    اگر پوست خشک دارید یا به دلیل بالا رفتن سن چروک‌هایی روی پوست‌تان پدید آمده‌ است، توصیه می‌کنیم سراغ رژگونه‌های کرمی بروید که براق‌تر هستند و جلای بیشتری به پوست شما می‌دهند، اما کسانی که پوست طبیعی دارند، می‌توانند با خیال راحت هر نوع رژگونه‌ای که دوست دارند، انتخاب کنند.

    برای رژگونه‌های پودری سراغ برس‌های بزرگی بروید که به‌تدریج سر آنها باریک می‌شود چرا که این نوع برس‌ها رنگ را دقیقا همان گونه پخش می‌کنند که شما می‌خواهید.

    چطور گونه هایمان را برجسته تر نشان دهیم؟

    اما برای رژگونه‌های کرمی توصیه می‌کنیم از نوک انگشت‌تان  یا اسفنج سه‌گوش استفاده کنید. شما باید کار را با سیب‌های روی گونه شروع کنید یعنی قسمتی از گونه‌ها که وقتی لبخند می‌زنید بیشتر از همه برجسته می‌شود؛بعد رنگ رژگونه را به خط رویش موها پخش کنید تا رنگ روی پوست طبیعی و یکنواخت شود.

    برای پخش رژگونه، روی استخوان گونه، از حرکت‌های نیمه هلالی فرچه روی استخوان گونه استفاده کنید. فراموش نکنید که شما نباید رژگونه را تا نزدیکی پره‌های بینی پخش کنید.

    برای آرایش روز از مقدار بسیار کمی رژگونه استفاده کنید چون چربی روی پوست شما رنگ را به خود گرفته و آن را شدیدتر نشان می‌دهد. شما می‌توانید با سایه‌های روشن و تیره اشکالات صورت را بپوشانید و ظاهر بهتری پیدا کنید.

    استفاده از این سایه‌های روشن و تیره کاملا بستگی به شکل صورت شما دارد مثلا اگر صورتی مربعی شکل دارید باید گوشه‌های صورت را ملایم کرد بنابراین برای گردتر نشان دادن آن،رژگونه یا برنزه کننده را روی خطوط فک بزنید یا اگر صورتی کشیده دارید برای کوتاه‌تر جلوه دادن آن باید قسمت شقیقه‌ها کمی تیره‌تر باشد.

    چطور گونه هایمان را برجسته تر نشان دهیم؟

    اگر هم صورتی گرد و تپل دارید، می‌توانید برای لاغر نشان دادن صورت تنها روی استخوان گونه را کمی رژگونه بزنید.

    رنگ صورتی یا صورتی خیلی پررنگ برای پوست‌های رنگ پریده بسیار مناسب استچراکه پوست را گرم‌تر نشان می‌دهد، رنگ رز یا رنگ‌‌های نارنجی برای پوست‌های گندمگون مناسب است چرا که به آنها جلوه خاصی می‌بخشد و رنگ‌های قرمز تیره یا جگری هم برای پوست‌های سبزه بیشتر توصیه می‌شود چون بهتر خود را روی پوست نشان می‌دهد و چهره‌تان را بانمک‌‌تر می‌کند.

    این نکته بسیار حائز اهمیت است که هنگام استفاده از رژگونه برس را خیلی پر نکنید زیرا در این صورت گونه خیلی پررنگ و رژگونه روی آن خط‌دار نشان داده می‌شود.

    برای جلوگیری از این مورد قبل از کشیدن برس روی گونه اضافه آن را پوف کنید رژگونه را به سمت بالا بگیرید و آن را به سمت بالا بکشید،(درست در ابتدای استخوان گونه) و خوب آن را روی پوست پخش کنید. اگر گمان کردید که رژگونه‌تان را زیاد زده‌اید می‌توانید روی آن مقداری پودر شفاف‌کننده بزنید تا کمرنگ‌تر شود.

    هنگامی که آرایش‌تان تمام شده و به طور کامل روی پوست‌تان خوابیده کنترل کنید که به اندازه کافی رژگونه داشته باشید و اگر نیاز بود مقدار آن را زیاد کنید.

     

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ تیر ،۱۳٩٥
تگ ها :

تصاویری از تزیینات مرغ های شکم پر

تصاویری از تزیینات مرغ های شکم پر


 

  • تصاویری از تزیینات مرغ های شکم پر

    تصاویری از تزیینات مرغ های شکم پر

    تصاویری از تزیینات مرغ های شکم پر 

    مرغ های شکم پر برای میهمانی ها بسیار مناسب هستند و به روش ها و سلیقه های مختلفی میتوان مرغ شکم پر را تهیه کرد.نمونه هایی از تزیینات و دورچینی مرغ شکم پر

    تصاویری از تزیینات مرغ های شکم پر

    تصاویری از تزیینات مرغ های شکم پرتزیینات مرغ شکم پرتصاویری از تزیینات مرغ های شکم پر

    تصاویری از تزیینات مرغ های شکم پرمدل تزیین مرغ شکم پرتصاویری از تزیینات مرغ های شکم پر

    تصاویری از تزیینات مرغ های شکم پرتزیین مرغ شکم پرتصاویری از تزیینات مرغ های شکم پر

    تصاویری از تزیینات مرغ های شکم پردورچین مرغ شکم پرتصاویری از تزیینات مرغ های شکم پر

    تصاویری از تزیینات مرغ های شکم پر

    تزیین ظرف مرغ درستهتصاویری از تزیینات مرغ های شکم پر

    تصاویری از تزیینات مرغ های شکم پرتزیینات مرغ شکم پرتصاویری از تزیینات مرغ های شکم پر

    تصاویری از تزیینات مرغ های شکم پرمدل تزیین مرغ شکم پرتصاویری از تزیینات مرغ های شکم پر

    تصاویری از تزیینات مرغ های شکم پرتزیین مرغ شکم پرتصاویری از تزیینات مرغ های شکم پر

    تصاویری از تزیینات مرغ های شکم پردورچین مرغ شکم پرتصاویری از تزیینات مرغ های شکم پر

    تصاویری از تزیینات مرغ های شکم پرتزیین ظرف مرغ درسته

     

     

     

    This entry passed through the Full-Text RSS service - if this is your content and you're reading it on someone else's site, please read the FAQ at fivefilters.org/content-only/faq.php#publishers.
    Recommended article from FiveFilters.org: Most Labour MPs in the UK Are Revolting.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٥:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ تیر ،۱۳٩٥
تگ ها :

اس ام اس عاشقانه غمگین و جدید تیر ۹۵

اس ام اس عاشقانه غمگین و جدید تیر 95


 

  • اس ام اس عاشقانه غمگین و جدید تیر 95

    اس ام اس عاشقانه غمگین و جدید تیر 95
    اس ام اس عاشقانه غمگین و جدید تیر ۹۵
    lovely sms

    دوباره نیمه شب است
    و خودت که میدانی
    من و خیال تو
    و این سکوت طولانی

    اس ام اس عاشقانه ۲۰۱۶
    lovely sms

    خرافاتی نیستم
    اما وقتی که صحبت توست
    فرهنگ من
    نواختن بر تکه چوبی است
    به رسم مادر بزرگ
    تا
    چشم نخوری

    اس ام اس عاشقانه غمگین و جدید تیر ۹۵
    lovely sms

    گاهی
    در نبود تنها یک نفر
    گویی جهان
    به تمامی خالی ست

    اس ام اس عاشقانه غمگین و جدید تیر ۹۵
    lovely sms

    تمام مرا خاکستر کن
    با تن هوس آلود شعر
    میخواهم شب بخیرهایت را
    در گوشم زمزمه کنی

    اس ام اس عاشقانه غمگین و جدید تیر ۹۵
    lovely sms

    از یه جایی به بعد
    حال آدم دیگه خوب نمیشه

    اس ام اس عاشقانه برای تلگرام
    lovely sms

    آنان که بودنت را قدر نمیدانند
    رفتنت را نامردی میخوانند

    اس ام اس عاشقانه غمگین و جدید تیر ۹۵
    lovely sms

    با تو بودن را تصویر کردم
    بی تو بودن را تجربه
    این بود سهم من از رویا تا واقعیت

    اس ام اس عاشقانه غمگین و جدید تیر ۹۵
    lovely sms

    جان دلم های من
    دق کردند
    گوشه ی زبانم
    پس کی
    با نام کوچکم
    صدایم می کنی؟

    اس ام اس عاشقانه غمگین و جدید تیر ۹۵
    lovely sms

    نکند فکر کنی در دل من
    یاد تو نیست
    گوش کن نبض دلم
    زمزمه اش
    با “تو” یکیست

    اس ام اس عاشقانه غمگین و جدید تیر ۹۵
    lovely sms

    عابدی را گفتند:
    خداوند را چگونه میبینی؟
    پاسخ داد:
    اینگونه که همیشه میتواند
    مچم را بگیرد
    اما همیشه دستم را میگیرد

    اس ام اس عاشقانه غمگین و جدید تیر ۹۵
    lovely sms

    برای عاشق شدن هزار بهانه داشتم
    برای دیدنت بی نهایت
    اما نمی دانم
    برای نبودنت چه بهانه ای بیاورم

    اس ام اس عاشقانه برای همسر
    lovely sms

    صدای تلفن در نمی آید
    اما فهمیدم آن سوی خط کسی
    است که
    تمام تو را اشغال
    کرده

    اس ام اس عاشقانه غمگین و جدید تیر ۹۵
    lovely sms

    من لبانم
    سیب سبز و
    تو لبت چون سیب سرخ
    روی هم رفته
    عجب طعم دوسیبی می شود

    اس ام اس عاشقانه دوستت دارم
    lovely sms

    خواستم فرض کنم
    دوستم داری
    باورت میشود باورم شد؟

    اس ام اس عاشقانه غمگین و جدید تیر ۹۵
    lovely sms

    با یاد تو می خوابم
    در خواب تو را بینم
    از خواب چو برخیزم
    اول تو به یاد آیی

    اس ام اس عاشقانه دلتنگی
    lovely sms

    دنیا
    آنقدرا هم بزرگ نیست
    که در آغوش من جا نشود
    وقتی آن را
    در وجود تو خلاصه کرده باشم

    اس ام اس عاشقانه غمگین و جدید تیر ۹۵
    lovely sms

    هیچکس نخواهد فهمید
    در زندگی هر آدمی
    یک نفر هست
    که دوست داشتنی ترین یواشکی دنیاست

    اس ام اس عاشقانه کوتاه
    lovely sms

    نیست مرا جز تو دوا
    ای تو دوای دل من
    “مولانا”

    اس ام اس عاشقانه غمگین و جدید تیر ۹۵
    lovely sms

    به یاد داشته باش
    کوچکترین محبت ها
    از ضعیف ترین حافظه ها
    هم پاک نمی شود

    دسته بندی : اس ام اس عاشقانه

    This entry passed through the Full-Text RSS service - if this is your content and you're reading it on someone else's site, please read the FAQ at fivefilters.org/content-only/faq.php#publishers.
    Recommended article from FiveFilters.org: Most Labour MPs in the UK Are Revolting.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٤:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ تیر ،۱۳٩٥
تگ ها :

خاطرات زیبا با خانم لیلی گلستان

خاطرات زیبا با خانم لیلی گلستان


 

  • خاطرات زیبا با خانم لیلی گلستان

    خاطرات زیبا با خانم لیلی گلستان

    خاطرات زیبا با خانم لیلی گلستان

    لیلی گلستان مترجم و گالری دار در خانواده گلستان بزرگ شده است.پدر او از برجسته ترین داستان نویسان ایران است.در اینجا خاطرات زیبا لیلی گلستان را مرور میکنیم.پدر لیلی از یک سو برای تربیت فرهنگی فرزندان، لیلی و کاوه، «هاکلبری فین» (مارک تواین) ترجمه می کرد و از سوی دیگر به واسطه حرفه اش سینما، این امکان را داشت.

    که با فرزندان خود در دورهمی های دوستانه برای فیلم دیدن، «مهر هفتم» (اینگمار برگمان) ببینند و هرازگاهی هم به صلاحدید پدر و مادر به سالن سینمایی در مرکز شهر می رفتند به قصد تفرج و سرگرمی.

    لیلی گلستان که در کودکی، سینما برایش همان سرگرمی بود و جزئی از تفریحات کودکانه، به سن جوانی و کار که می رسد مترجمی را به عنوان شغل بر می گزیند،البته تا این زمان با نعمت حقیقی از مهم ترین و مطرح ترین فیلم برداران تاریخ سینمای ایران ازدواج کرده است؛ اما او با فاصله سینما را دنبال می کند.

    به عنوان تماشاگری پی گیر که آخرین تحولات سینما و آثار سینماگران برجسته اروپایی مانند تارکوفسکی و گدار را دنبال می کند و به دلیل حضور فیلم های ابراهیم گلستان در اروپا، دیداری هم با این کارگردانان دارد.

    اما لیلی گلستان حرفه و علایق خود را در ادبیات دنبال می کند تا زمان انقلاب اسلامی که او ابتدا به حرفه کتاب فروشی مشغول می شود و بعد یکی از نخستین گالری های نقاشی پس از انقلاب را راه می اندازد و باز هم تماشاگر جدی سینماست.

    از سه فرزندش فقط مانی حقیقی، فیلم ساز می شود و لیلی گلستان هم مترجمی است با کارنامه ای غبطه برانگیز و یکی از مهم ترین گالری داران ایرانی و دورادور سینما و فیلم های پسرش را دنبال می کند.

    سینما در تمام سال های لیلی گلستان حاضر بود و هست اما او تا فیلم «اژدها وارد می شود»، آخرین فیلم پسرش، در فیلمی حاضر نشد.

    شما در یک خانواده سینمایی متولد و بزرگ شدید و با یکی از مهم ترین فیلم برداران سینمای ایران ازدواج کردید اما نکته ای که وجود دارد این است که خودتان هیچ وقت چهره سینمایی نشدید.

    بله، درست است درواقع نگذاشتند این اتفاق بیفتد.

    منظورتان از اینکه گفتید نگذاشتند تبدیل به چهره سینمایی بشوید، چیست؟

    آدم های سینمایی زیادی دور و برم بودند و من از محیط سینما خیلی خوشم می آمد و دوست داشتم مونتاژ کنم. چند سال هم در تلویزیون کار مونتاژ می کردم و خیلی به مونتاژ علاقه داشتم اما هیچ وقت پدرم نگفت که به استودیوی گلستان بروم و مونتاژ یکی از فیلم ها را انجام بدهم.

    هیچ وقت درباره این علاقه تان با پدر صحبت نکردید؟

    چرا. بارها به او از علاقه مندی به این کار گفتم؛ اما خب وقعی نگذاشت.

    امسال نقش کوتاهی را در فیلم پسرتان بازی کرده اید. «اژدها وارد می شود» چه ویژگی هایی داشت که قبول کردید جلوی دوربین بروید؟

    در فیلم نقش خودم را بازی کرده ام. این یک فیلم سوررئال است و قصد دارد این سوررئال بودن را به مخاطب به صورت رئال انتقال بدهد.مانی می خواست با آدم ها و موقعیت های رئال یک فیلم سوررئال بسازد و موفق هم شد. بسیار فیلم عجیب و شیرینی از کار درآمده است. بامزه این جاست که خیلی ها قصه را باور کردند.

    نقبی بزنیم به گذشته ها. شما در خاطراتتان گفته اید در دوران جوانی با سینماگرهای مختلفی دیدار داشتید. یکی از عکس های مهم شما با آندره تارکوفسکی است. به سینمای این فیلمساز علاقه داشتید؟

    پدرم در همان سال جایزه شیر طلا برای مستند «یک آتش» را گرفته بودند؛ به همین دلیل جایزه دیگری هم به او داده بودند که همراه با خانواده به فستیوال فیلم ونیز برود.پدرم کار داشت و نتوانست بیاید و این شد که من و مادرم به ونیز رفتیم. امکاناتی که در اختیار ما گذاشته بودند، خیلی کامل بود و همه فیلم ها را می توانستیم ببینیم.

    من هم یک دفترچه داشتم که از همه امضا می گرفتم؛ از جنیفر جونز و برت لنکستر گرفته تا افراد مشهور دیگر. نوبت به فیلم تارکوفسکی رسید؛ بعد از نمایش فیلم خودش را در سالن دیدم.

    من آن زمان نمی شناختمش و هنوز معروف نشده بود. اما به عنوان کارگردان فیلم با او عکس گرفتم و در حقیقت سال ها بعد متوجه شدم که با چه آدم مهمی عکس دارم.

    خاطرات زیبا با خانم لیلی گلستانفیلم اش را دوست داشتید؟

    بله و وقتی از سینما بیرون آمدیم؛ مردم تجمع کرده بودند که از او امضا بگیرند و طبعا من هم امضا و عکس گرفتم.

    دفترچه امضاها را دارید؟

    بله، اما نمی دانم کجاست. باید بگردم ببینم کجا گذاشته ام. یک بار که داشتم یکی از مجله های فیلم را ورق می زدم، یک عکس دیدم که برایم آشنا بود.و وقتی دقت کردم یادم آمد این همان کارگردانی است که با او عکس دارم، یعنی آندره تارکوفسکی و کلی ذوق کردم. به یاد دارم یک بار بابک احمدی به خانه مان آمده بود؛به او گفتم من با تارکوفسکی عکس دارم. او اول به شوخی گرفت و باورش نشد. عکس را نشانش دادم و خیلی تعجب کرد.

    شما با ژان لوک گدار هم دیدار حضوری داشتید؟

    من در پاریس درس می خواندم و زمان که پدرم به دیدنم آمده بود؛ گفت بیا ناهار را با هم بخوریم و من هم به یک قرار کاری می رستم. به رستورانی در شانزلیزه رفتیم که حین رفتن، پدرم گفت قرار است دو کارگردان معروف را ببینی؛«ژان لوک گدار» و «فرانسوا تروفو». آن زمان گدار را می شناختم و خیلی هیجان زده بودم که می خواهم او را ببینم. وقتی به رستوران رفتیم آن ها را دیدیم؛

    در آن زمان آرزو داشتم در فیلم های چنین کارگردان هایی بازی کنم. حیف که آن روز هیچ کدامشان من را کشف نکردند!!!!

    یادتان می آید صحبت های پدرتان با گدار درباره چه موضوعی بود؟

    آن زمان پدرم به واسطه جایزه هایی که گرفته بود، معروف شده بود و در پاریس نگاتیوهای فیلم هایش را چاپ می کرد، یا در سینما تک آنجا فیلم هایش را نشان می دادند. این که در مورد چه موضوعی صحبت می کردند، نمی دانم اما حتما در مورد فیلم و سینما صحبت می کردند.

    کدام یک از فیلم های گدار را دوست داشتید؟

    فیلم «گذران زندگی» بسیار برایم جذاب بود و چندین بار آن را تماشا کردم. دائم روزنامه ها را دنبال می کردم که هر زمانی فیلمی از گدار بیاید بروم ببینم. به سادگی، رهایی و مستند بودن آثارش را دوست داشتم.

    شما از رومن گاری چند اثر ترجمه کرده اید، فیلم هایش را هم دیده اید؟

    نه، فیلم هایش را ندیده ام. اولین کتابی که از او ترجمه کرم، «زندگی در پیش رو» بود که پیش از توقیف شدن مدام تجدید چاپ می شد.

    آثار رومن گاری چه ویژگی ای داشت که به ترجمه آن ها پرداختید؟

    کتاب «زندگی در پیش رو» زمانی که برای گذراندن تعطیلات به پاریس رفته بودم جایزه گرفت. همه روزنامه ها نوشتند که امیل آژار جایزه گرفت. گاری با اسم مستعار این کتاب را نوشت و بعد واقعیت را برملا کرد. من هم این کتاب را خریدم و خواندم.

    کتاب به زبان فرانسوی بود؟

    بله، آثارش به زبان فرانسوی است. سال های بعد فیلمی از این کتاب ساختند با بازی سیمون سینیوره که جایزه اسکار فیلم خارجی را گرفت، بسیار فیلم خوبی بود و از دیدن اش لذت بردم.

    فیلم هایش هیچ وقت به ایران ورود پیدا نکردند.

    تا آن جا که من می دانم نه، فیلم هایش به ایران نمی آمدند.

    خاطرات زیبا با خانم لیلی گلستانمی دانید اکثر فیلم هایش شکست خورده اند.

    نه. اصلا نمی دانستم که فیلم هم ساخت است که شکست بخورد.

    چطور با سینما آشنا شدید و نخستین بار چه زمانی به سینما رفتید؟

    اولین بار که به سینما رفتم را به یاد ندارم اما چیزی که یادم هست این است که در خانواده ما بچه های هم سن و سال من زیاد بودند و معمولا با دایه ما را به سینمای می فرستادند.آن زمان 6 ساله بودم. سینمایی هم که رفتیم فکر می کنم در خیابان استانبول سابق و جمهوری فعلی بود.

    اسم فیلم را به یاد ندارم؛ اما همراه با هم سن و سال های خودم به سینما می رفتیم و فیلم موزیکال تماشا می کردیم.اسم خیابان را به این دلیل به یاد دارم که بعد از تمام شدن فیلم، بیرون می آمدیم و به شیرینی فروشی می رفتیم و نان خامه ای می خوردیم.

    بعد که به این خانه آمدیم؛ این جا پر از مزرعه گندم بود، یعنی خیابان نبود و ما در رفت و آمد مشکل داشتیم. در آن زمان پدرم هنوز استودیوی فیلم گلستان را راه اندازی نکرده بود،

    به همین دلیل یک پرده سینما به خانه آورد و زمانی که دوستان و اقوام جمع می شدند، شب ها فیلم نشان می داد. به یاد دارم فیلم «مهر هفتم» را خریده بود تا پخش کند و به صورت چند حلقه بودند و این فیلم ها را در آپارات می گذاشت و در حیاط خانه به ما فیلم نشان می داد.

    فیلم «مهر هفتم» را پدرم بارها برای مان می گذاشت و می دیدیم. فیلم «بادکنک قرمز» را هم داشت که یک فیلم داستانی کوتاه بود و آن زمان جایزه های زیادی گرفته بود.آن را هم هر شب می دیدیم. علاوه براین دو فیلم، فیلم های کوتاه خودش را هم نشان می داد. دسته جمعی توی حیاط می نشستیم و فیلم تماشا می کردیم.

    خانواده حسابی یک خانواده عکس و سینما بود؛ برادرم عکاس شد و بعد من با نعمت حقیقی فیلمبردار ازدواج کردم و به این شکل ادامه دادیم. تا مانی هم شد کارگردان و بازیگر. حیطه سینما بسیار جذاب و شیرین است.

    مهر هفتم را به چه زبانی دیدید؟

    زبان سوئدی.

    چیزی هم متوجه می شدید؟

    تا حدودی بله.

    خودتان قصد نداشتید کارگردان شوید؟

    نه، اما تدوین را به شدت دوست داشتم. به یاد دارم آقای قطبی رئیس سازمان تلویزیون یک بار به اتاقم آمدند و من مشغول تدوین بودم؛ ایشان گفتند اصلا بیا فقط این کار را انجام بده، معلوم است. مونتاژ کردن را خیلی دوست داری. او فهمید و بابای عزیز نفهمید!!

    هیچ وقت کاری برای کسی تدوین نکردید؟

    نه، فقط برنامه های بچه ها را که در تلویزیون نمایش می دادند، تدوین می کردم. زمانی که رئیس برنامه کودکان در تلویزیون بودم؛ فیلم بردارانی که از بچه ها فیلم می گرفتند، برای تدوین آنها را پیش من می آوردند.

    تدوین را از چه کسی یاد گرفتید؟

    در کنار کسی که این کار را انجام می داد، می نشستم و از این طریق تجربی این کار را یاد گرفتم. به دلیل اینکه تدوین را دوست داشتم سریع یاد گرفتم و برایم کار دشواری نبود. آن وقت ها با موویولا کار می کردیم.

    یعنی کسی که از او یاد گرفتید، آدم معروفی نبود؟

    چرا بعدها معروف شد، برای مثال عباس گنجوی، نعمت حقیقی، ناصر تقوایی و علی حاتمی که همگی معروف شدند. ما همه با هم دوست بودیم و با هم همکاری می کردیم. این افراد همگی معروف شدند و فکر می کنم آن دوره، دوره عجیبی بود.

    آقای تقوایی، علی حاتمی و همسرم همگی معروف شدند، درست مثل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود که تعدادی از آن جا آمدند و بعدها معروف شدند.

    خاطرات زیبا با خانم لیلی گلستان

    غیر از فیلم های پدرتان، اولین فیلم هایی که از سینمای ایران دیدی را به یاد دارید؟

    از سینمای ایران فیلمی که دیدم و به خوبی به یاددارم، بعد از فیلم «خشت و آیینه» و «اسرا گنج دره جنی»، «قیصر» بود.

    در کدام سینما دیدید؟

    فکر می کنم اوایل ازدواج ام با نعمت حقیقی بود که این فیلم را دیدم. نعمت گفت دوستی دارم که کارگردان است و فیلمی ساخته که امشب ما را دعوت کرده فیلم را به صورت اکران خصوصی ببینیم.رفتیم فیلم را در سینمای کوچکی دیدیم در اتاق نمایش فیلم سینما مولن روژ. آن جا با مسعود کیمیایی آشنا شدیم.

    فیلم که تمام شد زبان همه مان انگار بند آمده بود و بسیار تحت تاثیر فیلم بودیم.من به نعمت گفتم کاش می شد پدرم هم فیلم را قبل از اکران می دید. به این ترتیب نعمت به پدرم گفت و قبل از اکران، پدرم هم فیلم را دید.

    پدرتان فیلم را خیلی دوست داشتند.

    بله، برای فیلم نقد هم نوشتند و از فیلم تعریف و تمجید کردند؛ نقد پدرم بر فروش فیلم تاثیر زیادی داشت. فیلم های «قیصر» و «حسن کچل» فیلم هایی بودند که من آنها را خیلی دوست داشتم و بر من هم تاثیر گذاشتند.به مرور زمان فیلم های سینمای ایران را هم دنبال می کردم. نعمت حقیقی فیلم های «داش آکل» و «چشمه» را فیلم برداری کرد و با مسعود کیمیایی همکاری کرد که من همه را به یاد دارم.

    سر صحنه تمام این فیلم ها حضور داشتید؟

    نه، سرصحنه تعداد کمی از این فیلم ها می رفتم. برای مثال در فیلم «تنگسیر» نعمت گفت اگر می توانی حتما بیا سر صحنه؛ به دلیل اینکه در بوشهر بود و فضای زیبایی داشت که من هم رفتم.سر صحنه فیلم «اسرار گنج دره جنی» هم که مانی در آن بازی کرده، گاهی می رفتم که تنها نباشند. اما در فیلم های دیگر حضور نداشتم.

    به یاد دارید چه صحنه هایی فیلمبرداری می کردند؟

    نه به یاد ندارم. اما سر صحنه فیلم «اژدها وارد می شود» مانی، مدتی رفتم بوشهر و آن جا متوجه شدم که فیلمسازی کار بسیار دشواری است.به یاد دارم فیلم هایی که نعمت حقیقی فیلم برداری می کرد به کارگردانان پیشنهادات زیادی می داد و گروه با هم تعامل خوبی داشتند و از پیشنهادات یکدیگر استقبال می کردند.برای مثال زمانی که مسعود کیمیایی به خانه مان می آمد، کلی با هم صحبت می کردند و اکثر پیشنهاداتی را که نعمت می داد کیمیایی می پذیرفت.

    با توجه به این که با چهره های سینمایی تعامل داشتید و فیلم های شان را تماشا می کردید، هیچ وقت فیلم ها را نقد نکردید؟

    نه. بیشتر با خودشان در میان می گذاشتم. اما هرگز نقد فیلم ننوشتم.

    آقای کیمیایی عشق عجیبی به آقای حقیقی دارند.

    به دلیل اینکه ما دوران جوانی خیلی خوب با هم داشتیم. یک دوره نعمت و مسعود و اسفندیار سه تفنگدار سینمای ایران بودند. با هم دوستی داشتند و همیشه با هم بودند.

    بله. در خاطرات و مصاحبه های آقای کیمیایی همیشه به این رفاقت زیاد اشاره شده است. بگذریم از شکل گیری استودیو گلستان صحبت کنید.

    زمان شکل گیری استودیو من ایران نبودم و در پاریس درس می خواندم. پدرم خبر دادند که در حال راه اندازی یک استودیو است و زمانی که آمدم، استودیو را دیدم.گاهی اوقات فیلم هایش که کامل می شد می گفت، برویم استودیو و فیلم ها را ببینیم. به یاددارم زمانی که پدرم قصد داشت فیلم «اسرار گنج دره جنی» را بسازد،

    به نعمت گفته بود فیلم برداری اش را انجام دهد. او نمی دانست که چه جوابی بدهد و من گفتم حتما نپذیر، به دلیل اینکه به مشکل برمی خورید. نعمت آدم حساسی بود و پدرم هم که معرف حضور همگان هست! چه کاری بود میانه شان شکراب شود.

    در حال حاضر فیلم های سینما را دنبال می کنید؟

    بله، به تازگی فیلم «محمد رسول الله» را دیدم.

    فیلم را دوست داشتید؟

    بله. مشخص بود که مدیریت درستی شده است و به نظرم فیلم بیشتر از این که یک فیلم مذهبی باشد؛ یک فیلم سیاسی بود. فیلمی را که خیلی زیاد دوست داشتم «خواب تلخ» بود.

    خاطرات زیبا با خانم لیلی گلستان

    از فیلم هایی که بعد از انقلاب ساخته شده است، فیلم کدام کارگردان را دوست دارید؟ اصلا سلیقه سینمایی خاصی دارید؟

    بیشتر فیلم هایی که به معضلات اجتماعی می پردازند و مضمون اجتماعی دارند را می پسندم. برای مثال فیلم های رخشان بنی اعتماد را دوست دارم و فیلم «گیلانه»اش را خیلی زیاد دوست دارم.

    فیلم «پذیرایی ساده» را دوست دارید؟

    «پذیرایی ساده» را که دیدم با خودم گفتم خب، مانی دیگر کارگردان شد و خیالم راحت شد. از فیلم های مانی «آبادان» را خیلی دوست دارم و همین طور فیلم «کارگران مشغول کارند». اما فکر می کنم «اژدها وارد می شود» از همه فیلم هایش بهتر است.

    قصه خوب و جذابی دارد؛ پر از ماجرا و تخیل. دکور فوق العاده ای دارد و فیلم برداری بسیار زیبایی توسط هومن بهمنش انجام شده. ضمن اینکه لوکیشن بکر و جذابی هم دارد. من این فیلم را بسیار دوست دارم و مطمئن هستم که مردم هم دوست خواهند داشت.

    شما خودتان به مسائل اجتماعی علاقه دارید و جزو زنان فعال جامعه ما هستید؛ چقدر تصویر زن هایی مثل خودتان را در سینما می بینید؟

    کم. من زن هایی مثل خودم را در سینما ندیده ام. شاید در یکی، دو تا از فیلم های تهمینه میلانی یا در فیلم های رخشان بین اعتماد. برای مثال خانم گلاب آدینه در فیلم «زیر پوست شهر»…

    منظورم زن مردنی است که کار می کند و فعال است.

    طبیعتا خیلی کم می بینیم.

    فکر می کنید دلیل اش چیست؟

    شاید شناخت نداشتن کارگردان ها نسبت به این زن هاست؛ فکر می کنم این زن ها را نمی شناسند یا اصلا ندیده اند. با این جور زن ها آشنا نیستند.

    شاید تنها زن مدرنی که در فیلم های ایرانی دیده ایم؛ بیتا فرهی در فیلم «هامون» است.

    او را هم نمی توانیم بگوییم زن مردن. شاید زنی که یک تصمیم ناگهانی می گیرد مثل هنگام قاضیانی در فیلم «به همین سادگی» زن مدرنی نیست اما به طور ناگهانی تغییر عجیبی می کند و این تصمیمش زندگی اش را متحول می کند.

    فکر نمی کنید یکی از دلایل این اتفاق به این موضوع برگردد که سینمای ما در بخش خصوصی هیچ وقت این ریسک را نمی کند که یک فیلمی با مضمون زنانه ساخته شود و بعد برای اکران دچار مشکل شود و از طرف دیگر سینمای دولتی هم تمایلی برای تصویر کردن چنین زنی ندارد.

    نمی دانم دقیقا مشکل کجاست؟ باید بررسی کنیم و متوجه شویم چرا چنین زن هایی را نشان نمی دهند. همان طور که گفتم معتقدم با چنین زن هایی آشنا نیستند. شناخت ندارند. برای همین است که زن ها یا در حال چای آوردن اند یا کار خانه و غرزدن یا گریه کردن.

    حتی اگر قرار است تصویر زن مدرن را ببینیم، مثل فیلم «جدایی نادر از سیمین» زن مدرن لیلا حاتمی است و زن سنتی ساره بیات است که در پایان ساره بیات به دلیل اینکه به اعتقاداتش پایبند است، تصویر بهتری در فیلم دارد. یا در فیلم «بانو» ساخته داریوش مهرجویی، وضعیت واقعی زنی را که مدرن فکر می کند و می خواهند مفید باشد و جامعه درکش نمی کند و می خواهد مفید باشد و جامعه درکش نمی کند می بینیم؛ به همه کمک می کند و در آخر با او برخورد شایسته ای نمی شود.

    در فیلم «بانو» می شود که همه به او بد نکنند و کارش را انجام دهد و موفق شود. یعنی می شود بدی نبیند یا اگر می بیند از کنار آن عبور کند و به زندگی اش ادامه بدهد.

    یعنی اگر تصویر زن را داریم، تصویر زن هایی را داریم که در طبقه پایین جامعه هستند و مشکلات زیادی دارند.

    فکر می کنم طبقه پایین یا متوسط جامعه، زن هایی دارند که به کارشان ادامه می دهند، این زن ها بیشتر در طبقه بالای جامعه دیده می شوند.زن هایی که در طبقه بالای جامعه هستند بیشتر به دلیل مادیات تسلیم اند و توسری خور. اما فکر می کنم زن های طبقه پایین جامعه راسخ تر، کاری تر و باعرضه ترند.

    منظورم زن مدرن، مثل شماست.

    بالاخره من هم در کسوت یک زن مدرن و روی پای خود، کلی کمبود و ضعف دارم؛ اما می توانم یا سعی می کنم که بتوانم بر آن ها غلبه کنم. گاهی موفق می شوم و گاهی نه.

    یک مقاله ای در مورد تاثیر زن ها بر مردان هنرمند موفق نوشته بودید. در این باره توضیح دهید. خودتان روی چه کسی تاثیر گذاشتید؟

    همسرم از من تاثیر گرفت، خودش بسیار باسواد و هنرشناس بود اما در مورد کارهایی که می خواست انجام دهد با هم صحبت می کردیم و به حرف های من گوش می کرد و پیشنهادهایم را انجام می داد. ضمن اینکه او هم بر من تاثیر گذاشت، ترجمه هایم را می خواند و ویرایش خوبی می کرد.

    فکر می کنید کدام زن روی پدرتان تاثیر گذاشت؟ با توجه به اینکه می گویید همیشه زن ها روی مردها تاثیر می گذارند.

    به دور از هر تعصبی مادرم. مادر و پدرم با هم زندگی شان را ساختند و پدرم با هر زنی غیر از مادرم ازدواج می کرد موفق نمی شد. به دلیل اینکه مادرم فوق العاده تسلیم و همراه بود.من همیشه از صبوری و تسلیم بودن مادرم عصبانی می شدم. اما بعدها فکر می کردم اگر مادرم آن کارها را نمی کرد پدرم موفق نمی شد.مادرم همه چیز را برای پدرم فراهم می کرد و ما هم همیشه باید سکوت می کردیم تا پدرم برای کارهایش تمرکز داشته باشد.

    فروغ روی پدرتان تاثیر نداشت؟

    نه، آن زمان فروغ جوان تر از این بود و نمی توانست روی پدرم تاثیر بگذارد. اما پدرم روی او تاثیر فراوانی گذاشت.

    شما از اقتدار پدرتان می گویید و اینکه شما همیشه باید در مقابل اش مطیع می شدید اما هیچ وقت از عشق پدرتان نسبت به خودتان و برادرتان نمی گویید.

    پدرم در این موارد خسیس بود، ارتباطش با من به دلیل اینکه دختر و فرزند اول بودم، بیشتر و بهتر بود.

    خاطرات زیبا با خانم لیلی گلستانوساطت نمی کردید؟

    نه، هیچ وقت نتوانستم با او حرف درست و حسابی بزنم. از زیرش به لطائف الحیل در می رفت. پدرم انسان سختی است، اما در حیطه ادبیات و سینما آدم بزرگی است.

    زمانی که ترجمه می کردید، ترجمه ها را به پدرتان نشان می دادید؟

    زمانی که اولین ترجمه ام را انجام دادم، پدرم لندن بود و زمانی که «زندگی، جنگ و دیگر هیچ را ترجمه کردم و چاپ شد، پدرم به ایران آمده بود و اصلا نمی دانست من ترجمه کرده ام.کتاب را که دید تعجب کرد. روز بعد با من تماس گرفت و گفت من کتاب را خواندم، این فارسی خوب را از کجا آورده ای؟ تعریفش از من همیشه با تعجب همراه بود!!

    ترجمه ها را قبل از انتشار به پدرتان نشان نمی دادید؟

    نه، زمانی که چاپ می شد به پدرم نشان می دادم. درواقع پدرم کارهای مان را دنبال نمی کرد.

    کار سختی است که در یک خانواده مشهور به دنیا آمده باشی، اما فردیت خودت را هم به صورت مستقل داشته باشی. فکر می کنی آن سخت گیری ها به این موضوع کمک کرده است.

    حتما کمک کرده است. به یاد دارم زمانی که از همسرم جدا شدم با توجه به اینکه پولی نداشتم، پدرم خانه ای برای من و بچه هایم ساخت و من خودم کار کردم و برای خانه وسایل خریدم. یعنی پدرم فقط خانه را به من تحویل داد و من وسیله ها را آرام آرام خریدم.

    بعد از اینکه از همسرتان جدا شدید، کتاب فروشی راه اندازی کردید؟

    نه من در سال 53 جدا شدم و کتاب فروشی سال 60 بود. و من شرایط بدی داشتم. روزی در گاراژ منتظر اتوبوس مدرسه بچه ها بودم که دیدم گاراژ فضای مناسبی برای کتاب فروشی دارد؛آن زمان هم کتاب خوب فروش می رفت. پرس و جو کردم، گفتند باید برای این کار باید از شهرداری اجازه بگیرم. به شهرداری رفتم و صحبت کردم و گفتم می خواهم کتاب فروشی راه اندازی کنم؛

    به محض اینکه گفتم کتاب فروشی آن آقایی که مسئول بود از جایش بلند شد و ایستاد و گفت شما با کتاب آشنا هستید؟ گفتم کمی.اسمم را پرسید و وقتی گفتم در کمال ناباوری من را شناخت؛ برایم عجیب بود که کارمند شهرداری کتاب بخواند.

    بعد از اینکه من را شناخت گفت 10 روز است که به ما گفته اند اجازه تجاری در منطقه دروس ندهیم،اما من به شما به تاریخ11 روز پیش اجازه می دهم. واقعا دم اش گرم. از سال 60 تا 66کتبا فروشی داشتم که بسیار آن دوره را دوست داشتم.

    خودتان در کتاب فروشی بودید؟

    بله، خودم بودم از فرخ امیرفریار هم، کمک گرفتم و او هم به کتاب فروشی می آمد. در آن زمان با محلی ها و نویسنده های مهم آشنا شدم. به یاد دارم در آن زمان شاملو، محمود دولت آبادی و احمد محمود به کتاب فروشی ام می آمدند و کتاب فروشی ام پررونق شده بود.

    روزی آقای بخشی که مدیر انتشارات آگاه بودند، با من تماس گرفتند و گفتند شنیدم خیلی اوضاع خوبی داری. بعد از آن یک روز به کتاب فروشی آمدند و همان روز هم یک آقایی آمده بودند که تعداد زیادی کتاب خرید؛

    این موضوع باعث تعجب آقای بخشی شد و گفت نزدیک دانشگاه اصلا این طور نیست. کتاب فروشی ام شبیه به کتاب فروشی های خیابان انقلاب نبود، به دلیل اینکه زمین را با موکت پوشانده بودم و روی میز شیرینی و در گلدان گل بود.

    یک میز بود که دورش می نشستند کتاب می خواندند و می رفتند؛ فضای متفاوتی داشت و این موضوع باعث شده بود از مناطق دور و نزدیک مشتری داشته باشم.به دلیل کتاب فروشی، بسیاری از آدم ها را شناختم و درواقع آدم شناس شدم. بعد از اینکه مسئله ممیزی کتاب شدت گرفت، دیدم فروش کتاب مثل سابق نیست و فکر کردم که کار دیگری انجام دهم.

    تصمیم گرفتم گالری راه اندازی کنم و دیدم بعد از کتاب، نقاشی بلدم. در پاریس هم درسش را خوانده بودم و نقاش ها را هم می شناختم. با مجموعه سهراب سپهری شروع کردیم که یک آغاز محکم داشته باشیم. از عکس های کسراییان هم نمایشگاه گذاشتم که در آن زمان کتاب هایش چاپ می شد و معروف شده بود.

    خاطرات زیبا با خانم لیلی گلستانبرای کسراییان نیاز به مجوز نداشتید؟

    من گالری را راه اندازی کردم بدون اینکه بدانم باید از وزارت ارشاد اجازه بگیرم و فکر می کردم اجازه شهرداری کفایت می کند. زمانی که می خواستم کارهای کسراییان را در گالری بگذارم،

    از وزارت ارشاد تماس گرفتند و گفتند با اجازه چه کسی گالری را راه اندازی کرده اید؟ گفتم شهرداری. و آن ها گفتند باید از ما اجازه بگیرید. دو هفته کار کسراییان عقب افتاد اما برگزار شد.

    زمانی که رفتم وزارت ارشاد یک آقایی آنجا بودند که من را چندین روز به اتاق شان راه ندادند؛ زمانی که وارد اتاق شدم از من پرسیدند که برای چه کاری آمدم و اصلا چه کسی هستم، من هم خودم را معرفی کردم و گفتم که برای گالری آمده ام. اما در جواب با لحن بدی گفتند برو مردت را بفرست.

    آن لحظه نتوانستم خودم را کنترل کنم و اشک به چشمانم آمد. و وقتی او مرا به آن صورت ضعیف و درمانده دید، برگه را مهر زد و مجوز را داد. با گریه صاحب گالری شدم. این جا فهمیدم که گاهی در نقش زن ضعیف و بیچاره ظاهر شدن فایده دارد!!

    This entry passed through the Full-Text RSS service - if this is your content and you're reading it on someone else's site, please read the FAQ at fivefilters.org/content-only/faq.php#publishers.
    Recommended article from FiveFilters.org: Most Labour MPs in the UK Are Revolting.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٦:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ تیر ،۱۳٩٥
تگ ها :

← صفحه بعد